سلف صالح گروهای سلفی کیست؟ 5
سلف صالح گروهای سلفی کیست؟ 5
از ویژگی های فکری وی در مباحث علمی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
دشمنی با عقل و منطق: او بدون اینکه فهم درستی از از مضامین فلسفی و منطق داشته باشد بر این علوم می تازد و صاحبان و عالمان این علوم را تکفیر و مورد لعن و نفرین قرار می دهد و مسلمانان را از نزدیک شدن و پرداختن به این علوم نهی می کند، این امر در حالی است که وی برای رد این علوم، خود از روش های عقلی استفاده می کند که همین مسئله نشان دهنده آشوب ذهنی و عدم انسجام فکری اوست که پیش از این به آن اشاره شد. او به این دلیل که فلسفه از منطق تغذیه شده و به اصول منطقی باز می گردد، به فلسفه نیز حمله می کند و آن را در برابر تصوف قرار می دهد؛ به این معنی که اگر فیلسوفان از راه عقل در جستجوی حقیقتند، متصوفه از راه خیالات و اوهام، و کشف و شهود، که در حقیقت از فیوضات شیطانیه است، به دنبال حقیقتند و هر دو گروه در گمراهی بوده و از روش شرعی غافلند؛ به همین علت، برخی علما از قیاس فلسفی و خیال صوفی به خداوند پناه برده اند. وی سپس فیلسوفان بزرگ و اهل منطق، مانند بوعلی، غزالی این تسعین و فارابی را طعن و لعن می کند.
نقل گرایی صرف: از ویژگی های دیگر نقل گرایی صرف است، و او نقل گرایی را نیز تا جایی می پذیرد که در خدمت اندیشه های خودش باشد و با افکار وی سازگار باشد، او در این راستا از سویی ادعا می کند که از احمد بن حنبل تبعیت می کند و از سوی بر اجتهاد تاکید می کند و نگاهی گزینشی به آیات و روایات داشته است که وی را در گذشته باقی گذاشته است، اسلام اصول و مبانی را بیان می کند و می خواهد تا با رعایت اصول و مبانی و شرایط و مقتضایات به آنها پاسخ گفت در حالی که نقل گرایی صرف وی و برخورد های گزینشی با آیات و روایات است برای مثال او بسیاری از احادث و روایاتی را که در بیان شان و جایگاه رفیع امیر المومنین (علیه السلام) است جعلی می خواند در حالی است که کتب تفسیری و حدیثی اهل سنت پیش از وی بر این نکته تاکید دارند که این احادیث و آیات در شان ایشان است برای مثال در حدیثی از پیامبر در مورد آیه12 سوره الحاقه آمده است که پیامبر فرمود:«اُذنک یا علی» (7) ابن تیمیه این حدیث را در کنار بسیاری از احادیث دیگر که در مدح و منزلت ایشان را بیان می کند جعلی می داند، این روش گزینشی برخورد کردن با احادیث موجب شده است که حتی خود سلفیان بر وی خرده بگیرند که ابن حجر عسقلانی یکی از آنهاست.(8) حتی خود وی بر معتبر بودن کتاب تفسیر "طبری" تاکید دارد اما در چندین مورد پیرامون احادیثی که در شان امیرالمونین(علیه السلام) است؛ آنها را جعلی می انگارد.
ظاهر گرایی: در این زمینه او متکی است به ظاهر گرایی صرف است و الفاظ را تنها در معنای ظاهری آنها می یابد و معانی مجازی را معتبر نمی داند بنابر همین اعتقاد وی دچار تجسیم خداوند می شود، دوری جستن از عقل و باقی ماندن بر نقل گرایی و ظاهر گرایی صرف او را به سمت این دیدگاه سوق می دهد ابن بطوطه در سفرنامه خود در رابطه با ظاهر گرایی او می گوید: یک روز جمعه که او در منبر مسجد جامع مشغول وعظ بود آنجارفتم. از جمله سخنانی که می گفت این بود که«خداوند همچنانکه من از پله این منبر فرود می آیم به آسمان دنیا فرود آمد» این بگفت و پله ای از منبر پائین آمد یکی از فقهای مالکی بنام ابن الزهرا بر این مقال خرده گرفت...فقهای مالکی و شافعی به تعزیر اعتراض کردند و شکایت پیش ملک الامرا سیف الدین تنگیز بردند.
بر اساس آنچه در این نوشته اشاره شد، آرا و اندیشه های سلفی نه تنها در پیروی از اندیشههای پیامبر اسلام نبوده است، بلکه برخلاف معارفی است که پیامبر اسلام برای بشر معرفی نمود. به نظر دیدبان امروزه و در عصر ما گروههای سلفی جهادی با حمایت حکومتها و پادشاهان ثروتمند عربی، موجی از تفرقه و کینه را در جهان اسلام به راه انداخته است. امروزه گروههای سلفی با تاکید بر پیروی از آرای ابن تیمیه علاوه بر شیعه برای خون و جان اهل سنت نیز حرمتی قائل نیست، و هر کس را که با اندیشه های آنان موافق نباشد چه سنی و چه شیعه از لبه تیغ می گذارند، آنها به این حد نیز اکتفا ندارند بلکه پا در بسیاری از موارد حتی گوی سبقت را از ابن تیمیه نیز ربوده اند و با قوانین خود ساخته و ضد اسلامی چهرهای کریه و زشت از اسلام را به نمایش می گذارد و به این طریق مسیر را برای حرکت دشمنان اسلام باز می کند. دوری جستن از تعقل و توجه صرف به احادیثی که در مستند بودن آنها شک و تردید است و نقل گرایی گزینشی و در عین حال تاکید بر ظاهر گرایی و عدم توجه به فحوا و عمق کلام و بی توجهی به عقاید و اندیشه های بزرگان و علمای متعهد به اسلام چه از اهل تسنن و چه تشیع و دشمنی ورزیدن با اهل بیت(ع) از جمله مواردی بود که ابن تیمیه را به این سمت سوق داد تا گروه های تند رو و خشنی مانند القاعده و داعش امروزه سلف خود را شخص او بدانند. انحراف و زاویه ای که ابن تیمیه ایجاد کرد با گذشت روزگاران هر روز در میان اخلافش افزایش می یابد و پیروان وهابی وی علاوه بر آراو اندیشههای او مفاهیم و اصولی را وارد دین میکنند که حتی خود وی نیز به آن اشاره نکرده است. با این اوصاف این اندیشهها موجب افتادن بسیاری از انسانهای در وادی هلاکت میشود و آنان را از اینکه بتوانند در راستای اسلام ناب محمدی حرکت کنند باز میدارد.