من کیستم3
 خداوند متعال می‌فرماید: «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» خردمندان کسانی هستند که در همه حالات چه ایستاده و نشسته و چه در حال خفتن خدای را یاد می‌کنند و همیشه در خلقت زمین و آسمان تفکر می‌کنند و می‌گویند: «پروردگارا! این جهان با این عظمت را بیهوده نیافریدی، تو پاک و منزهی، پس خدایا ما را به لطف از عذاب دوزخ حفظ بفرما».  
امام صادق(ع): بالاترین عبادت تفکر دائمی درباره خداوند و قدرت بی‌پایان اوست. 
 معمّر ابن خلّاد می‌گوید: شنیدم امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) می‌فرمودند: «نماز و روزه زیاد، عبادت نیست، بلکه عبادت، تفکر درباره خداوند متعال است». 
علامه شیخ بهاءالدین(بهایی) از امیرالمؤمنین(ع) نقل می‌کند، پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «کسی که خداوند متعال را بشناسد و او را تعظیم کند، دهانش را از سخن (بی‌فایده) حفظ می‌کند و شکمش را از غذا (پرخوری) نگه می‌دارد و رنج روزه و نماز را بر خویش هموار می‌کند»، عده‌ای پرسیدند: ای رسول خدا (ص) آیا اینان اولیای الهی‌اند؟  آن حضرت(ص)  فرمودند: «اولیای خدا کسانی‌اند که ساکت‌اند، اما سکوتشان تفکر است و سخن می‌گویند اما سخن گفتنشان ذکر و یاد خداست، نگاه می‌کنند و نگاهشان عبرت است می‌گویند و گفتنشان حکمت است، راه رفتنشان در میان مردم سبب برکت است و اگر نبود اجل‌هایی که خدا برایشان مقدر فرموده بود از خوف عذاب و شوق ثواب، روحشان در بدنشان نمی‌گنجید». 
در پیرامون همین حال و موضوع قصیده‌ای به نام قصیده اطواریه گفتم که برخی از ابیات آن این است:

من چرا بی‌خبر از خویشتنم؟           من کیم تا که بگویم که منم؟

من بدین جا ز چه رو آمده‌ام؟            کیست تا کو بنماید وطنم؟

آخرالأمر کجا خواهم شد؟                چیست مرگ من و قبر و کفنم؟

باز از خویشتن اندر عجبم؟               چیست این الفت جانم به تنم

گاه بینم که در این دار وجود             با همه هم دم و هم سخنم

گاه انسانم و گه حیوانم                   گاه افراشته و گه اهرمنم

گاه افسرده چو بو تیمارم                 گاه چون طوطی شکر سخنم

گاه چون با قلم اندر گنگی                گاه سحبان فصیح ز منم

گاه صد بار فروتر ز خزف                   گاه پیرایه و در عدنم

گاه در چینم و در ماچینم                  گاه در ملک ختا و ختنم

گاه بنشسته سر کوه بلند                گاه در دامن دشت و دمنم

گاه چون جغدک ویرانه‌نشین             گاه چون بلبل مست چمنم

گاه در نکبت خود غوطه‌ورم              گاه بینم حسن اندر حسنم