اثبات حركت و انكار ماهيت در فلسفه ملاصدرا2

 ما مى توانيم از طريق توجه به فلسفه اشراق سهروردى، يكى از منابع نظريه حركت را بشناسيم. پيداست كه ملاصدرا تحت تأثير اين آموزه فنى سهروردى بود كه در نوع، تمايز وجود ندارد و تنها در مرتبه، تمايز وجود دارد; مثلا اشياء را نمى توان در دو طبقه كامل و ناقص طبقه بندى كرد، آنها را تنها مى توان برحسب فزونى يا كاستى كمال طبقه بندى كرد. پيداست كه ملاصدرا ملهم از عبارات عرفانى اسلاف خود بوده است، مثلا آنجا كه مى گويد: «حركات اجرام آسمانى موجب اشراق مى شود و اشراق موجب حركات مى شود.» جهان در نظر سهروردى جهانى آكنده از تغيير است با وجود اين او يك نظريه پرداز متضلّع حركت نبود، زيرا در فلسفه سهروردى مفهوم كشدارى از ماهيت مطرح مى شود كه در فلسفه ملاصدرا يافت نمى شود.

 جهان از منظر علم كلام در هر لحظه حالتى دارد و در لحظه بعد حالت ديگرى دارد. از نظر ملاصدرا جهان هر لحظه در حال تغيير است، بتعبير دقيق در فلسفه ملاصدرا مفاهيم «لحظه» يا «حالت جهان» مفاهيمى انتزاعى هستند. لحظات خود وجود ندارند و مفهوم لحظه نه بخشى از واقعيت، بلكه ساخته ذهن است، زيرا در خود لحظه تغييرى رخ نمى دهد. ولى اگر خود لحظات وجود ندارند پس امرى چون حالت يك شىء در يك لحظه نيز وجود ندارد. 

 بدين لحاظ، معتقدم ملاصدرا از سهروردى فراتر مى رود. حتى اگر اين آموزه سهروردى را بپذيريم كه تقسيم انسانها به كامل و ناقص اشتباه است و بيشتر بايد از فزونى يا كاستى كمال يك فرد، نسبت به ديگرى سخن گفت باز اين حقيقت باقى است كه هر انسانى در مرتبه اى از كمال است و در زمان خاصى در آن مرتبه قرار دارد. ملاصدرا چنين چيزى نمى گويد از نظر او چيزى چون حالت انسان در زمان خاص وجود ندارد.