عرفان و تصوف3
علامه طباطبای : صوفیه برای سیر و سلوک آداب و رسوم خاصی را که در شریعت وجود نداشت به وجود آوردند و راههای جدیدی را پیوسته به آن افزوده و شرع را کنار گذاشتند تا اینکه به جایی رسیده که شریعت را در یک طرف دیگر قرار دادند و کارشان به جایی رسید که در محرمات غوطه ور شدند و واجبات را ترک کردند و در آن منتهی به تکدی و استعمال بنگ و افیون شدند که این حالت آخرین حالت تصوف است که مقام فنا نامیده می شود . (تفسیر المیزان ج 5 ص 282 )
درهمین زمینه حافظ شیرازی که از مخالفین صوفیه است و صوفیها سعی دارند او را از خودشان بخوانند می گوید:
خیز تا خرقه صوفی به خرابت بریم شطح و طاامات به بازار خرافات بریم
بوی یکرنگی از این قوم می آید خیز ی دلق آلوده صوفی به می ناب شوی
ساقی بیار آبی از چشمه خرابات تا خرقه بشوییم ازعجب خانقاهی
صوفیان چند جلمه حریفند ونظر باز ولی زین میان حافظ دلسوخته بد نام افتاد
خدا را کم نشین با خرقه پوشان رخ از رندان بی سامان مپوشان
صوفی شهر بین که چون لقمه شبه می خورد پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد