اصطلاحات فلسفي در حكمت اشراق 


نور مجرد : نوري که قائم به ذات است
نور  عرضي: نوري که به چيزي غير از خود متکي است
غسق: چيزي که طبيعت واقعي ان تاريکي است
هيات ظلماتي: نوعي تاريکي که به چيزي جز خود متکي است و به مکان نياز دارد و داراي عرض ظلمت است
برزخ : شيئي يا هويتي شيئي مانند که انوار را پنهان و اشکار مي کند
اجزا» پايين تر اين سلسله مراتب , شوقي ذاتي , به اجزا» بالاتر دارند. خصيصه اين شوق عشق و ستايش و محبت نسبت به مراتب بالاتر است در حاليکه رابطه اجزا» بالاتر نسبت به اجزا» پايين تر رابطه قهر و سلطه است. مراتب فروردين مي خواهند بالاتر بروند و هدف همه انها در نهايت يکي  شدن با نورالانوار است . نورالانوار که واجب الوجود است منشا همه عالم هستي است که سهروردي از ان با انواع نامها تعبير مي کند. المحيط , الاعظم ,  المقدس و اقاهر
2- جهان شناسي در حکمت اشراق
سهروردي در ميان نورالانوار و تاريکي مطلق مراتبي از نور با درجات مختلف از شدت را نائل است که هر مرتبه منطبق با فرشته اي است .
سهروردي مي گويد که از نورالانوار دو طبقه يا مرتبه ملکوتي ( فرشتگان مقرب) صادر مي شود. طولي و عرضي از نظر او طبقه طولي فرشتگان مقرب که در راس انها نورالاقرب يا فرشته بهمن ( امشاسپندان) قرار دارد داراي دو جنبه مذکر و مونث هستند.
( نورالاقرب  نخستين افاضه نورالانوار است و مستقيما از نورالانوار نور مي گيرد و از او نوري جديد صادر مي شود) از جنبه مذکر انها سلسله اي از فرشتگان حاصل مي شوند, که هيچ کدام موجب به وجود امدن ديگري نمي شوند. اين سلسله طبقات عرضي فرشتگان هستند و شيخ انها را ارباب مي داند. از جنبه مونث سلسله فرشتگان مقرب, نظام فرشتگان طولي حاصل مي شود که وي هريک از افراد ان را نور  قاهره و اين سلسله طولي را در امهات مي نامد. هريک از افراد فوقاني اين سلسله , جنبه قهر و غلبه بر فرد تحتاني دارد و فرد تحتاني نيز به نوبه خود جنبه محبت و عشق است به فرد فوقاني دارد.
طبقه  عرضي انوار صادره از نورالانوار , شامل سلسله اي از فرشتگان است که سهروردي از انها به انوار اسفهبدي يا انوار مدبره تعبير مي کند. در مرکز هر نفس انساني يک نور اسفهبدي وجود دارد که او را رهبري مي کند و همه نفوس انساني هم مجموعا تحت رهبري جبرئيل فرشته نوع انساني هستند. سهروردي جبرئيل را با روح  القدس و روح محمدي يکي مي داند و وظيفه ان را رساندن وحي و الهام معارف و صور علمي مي داند.
در نتيجه بنابرراي سهروردي در باب سلسله فرشتگان يا انوار صادر شده از نورالانوار , مراتب چهارگانه عالم به اين ترتيب است: مرتبه اول, عالم عقول يا عالم جبروت که مشتمل است بر فرشتگان مقرب, ( نظام طولي فرشتگان يا امهات و نظام عرضي انها يا ارباب انواع )
مرتبه دوم عالم انوار مدبره ( اسفهبدي ) يا عالم ملکوت که شامل عالم نفوس انساني و نفوس فلکي است مرتبه سوم عالم سوم عالم ملک که برزخهاي دوگانه مشتمل برافلاک و  عناصر تحت قمر است.
مرتبه چهارم : عالم مثال که واسطه ميان عالم محسوس و عالم معقول موجودات نوراني است ( مثل افلاطوني نيست).
طبيعيات و علم النفس در حکمت اشراق
طبيعيات و علم النفس حکمت اشراق, دنياي اجسام و نفوس را با دنياي عقول يا فرشتگان که شامل تمامي اين جهان است تواما مورد بررسي قرار مي دهد. سهروردي در تعريفي که از اشيا» مي کند , طبيعت انها را عبارت از نور مي داند. سپس اشيا» را بر طبق درجه شفافيشان طبقه بندي مي کند. مثلا تمام ان موجوداتي را که مانند هوا نور را از خود عبور مي دهند در طبقه وجودي بالاتر از انهايي قرار دارند که مانند خاک , سد راه نور مي شوند. بنابراين تقسيم بندي اواز اجسام طبيعي , يا ساده اند يا مرکب . اجسام ساده به سه طبقه تقسيم شده اند:
1- حاجز: اجسامي که مانع نفوذ نورند
2- لطيف : انها که قابل نفوذ نورند
3- مقتصد : انها که قابل نفوذ نور به درجات مختلفند
اجسام مقتصد به مراحل مختلفي تقسيم مي شوند:
اسمانها ( فلک ) در مقام درخشش از برترين مقوله ساخته شده اند و عناصر زير اسمانها ( زير فلک ) که خاک ( مقوله اول) و اب ( مقوله دوم ) و هوا ( مقوله سوم ) ترکيب شده اند.
اجسام مرکب هم متعلق به يکي از انواع بالاست و بستگي به  اين دارد که چه عنصري بر انها غلبه دارد و از ترکيب عناصر ساده تشکيل مي شوند. که شامل معدنيات , نباتات و حيوانات مي باشند. هريک از عناصر مرکب تحت سلطه نور يا فرشته اي مخصوص اند.
بر اثر تصفيه در ترکيب عناصر , گياهان و حيوانات به وجود مي ايند هريک از اين گياهان و حيوانات با قواي خود که در حقيقت عوامل گوناگون نورند پا به عرصه وجود مي گذارند . اين قوا در حيوانات بالاتر و انسان که  کاملترين موجود زميني است به شکلي کامل ظاهر مي شود. جسم انسان طلسمي از نور اسفهبدي است که برهر انساني حاکم است تمام قواي نفس جنبه هاي مختلف نورند که برتمام به عناصر بدن پرتو مي افشانند و به قواي تخيل و حافظه که منبعي براي نفس اند نور مي بخشند. بنابراين در سلسله مراتب نورپذيري تمام عناصر در مقابل اسمانها بي قدرتند , تمام اسمان ها تحت سلطه نفوس اند و نفوس زير فرمان عقول و عقول تحت تسلط عقل کلي و عقلي کلي , زير سلطه نورالانوار است.