آثار و ثمرات ایمان به خداوند
آثار و ثمرات ایمان به خداوند
1. توکل: توکل یعنی اینکه بر غیر خود اعتماد کنی و دیگری را نایب از سوی خودت قرار دهی (راغب، معجم مفردات الفاظ قرآن، ص 561). منظور از توکل این است که انسان در چارچوب علل مادی و محدوده توانایی خود محاصره نگردد و چشم خود را به حمایت و لطف پروردگار بدوزد، این توجه مخصوص، آرامش، اطمینان و نیروی فوق العاده روحی و معنوی به انسان میبخشد که در رویارویی با مشکلات اثر عظیمی خواهد داشت (مکارم، همان، 7 / 88).
پیامبر ص از جبرئیل پرسید: توکل بر خداوند چیست؟ جواب داد: فهمیدن این که مخلوقات نمیتوانند به انسان ضرری بزنند یا نفعی برسانند، نه میتوانند به انسان چیزی بدهند و نه میتوانند خیری را از انسان منع نمایند، لذا انسان از خلق و مردم مأیوس میگردد و اگر بنده چنین شد برای غیرخدا کار نمیکند و به کسی غیر از خداوند امید ندارد و از غیر خداوند نمیترسد و در احدی غیر از خداوند طمع نمیکند، و این است معنای توکل (قمی، سفینة البحار، مادهي وکل).
با مراجعه به آیات قرآن میتوان به تأثیر توکل پی برد. از جمله آنها این آیه است «هرکس تقوای الهی پیشه کند خداوند برای او راه نجاتی فراهم میکند، و به او از جایی که گمان ندارد، روزی میدهد و هرکس بر خداوند توکل کند، خداوند امرش را کفایت میکند. خداوند فرمان خود را به انجام میرساند، و خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است» (طلاق / 2 و 3). شخص متوکل اگر هم شکست بخورد، چون معتقد است خداوند قادر به فراهم ساختن اسباب موفقیت انسانهاست و مصالح آنها را بهتر از خودشان میداند، میپذیرد که شکست ظاهری به صلاح و نفع او بوده است، لذا از لحاظ روانی ضربه نخواهد خورد.
2. رضا و تسلیم: مؤمن باور دارد که آنچه خداوند برای او مقرر کرده، حکیمانه و این سرنوشت برای او بهتر است و از آنچه در زندگی برای او پیش آمده، رضایت دارد و آن را مکروه نمیشمارد. رضا و تسلیم باعث کاهش غم و نگرانی، افزایش آسایش در زندگی و آسان شدن مشکلات میشود و هم چنین باعث میشود انسان نسبت به زندگی خوش بین باشد و دید مثبت بیابد. خداوند متعال از پیامبر میخواهد در جواب منافقان بگوید: «هیچ حادثهای برای ما رخ نمیدهد مگر آنچه خداوند برای ما نوشته است» قُل لَن يُصِيبَنَا إِلَّا مَاكَتَبَ اللّهُ لَنَا (توبه / 51). ودر آیه بعد میفرماید: «بگو آیا درباره ما یکی از دو نیکی را انتظار دارید یا بر شما پیروزی میشویم و یا شربت شهادت مینوشیم» قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ(توبه/52). افراد با ایمان و خداپرست که به علم، حکمت و رحمت خدا ایمان دارند، مقدرات عالم را مطابق نظام احسن و مصلحت بندگان میدانند انسان مؤمن تمام مقدرات عالم را زیبا میبیند و مفهوم شکست و ناکامی در او راه ندارد.
3. امیدواری به رحمت خداوند: شخص مؤمن تمام اسباب عالم را به دست خداوند میداند، از این رو هیچ گاه خود را در بن بست کامل نمیبیند، بلکه همیشه به خداوند امیدوار است و اعتقاد دارد که خداوند به او کمک میکند، خداوند متعال میفرماید: از رحمت خدا مأیوس نشوید که از رحمت خدا جز قوم کافر مأیوس نمیشوند» وَلاَ تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ (یوسف / 87). براساس مضمون این آیه هنگامی که حضرت یعقوب به فرزندانش دستور حرکت به سوی مصر داد، به آنان گفت از برادرش و بنیامین خبر بگیرند و چون فرزندان تقریباً اطمینان داشتند یوسفی در کار نیست، از توصیه و تأکید پدر تعجب کردند. یعقوب به آنها گوشزد کرد از رحمت الهی ناامید نشوند، چون قدرت او مافوق همه مشکلات و سختیهاست (طباطبائی، تفسیر المیزان، 11/ 257).
4. یاد خدا: یکی از اموری که در گرفتاریها و مشکلات به انسان آرامش میبخشد و او را از تنهایی نجات میدهد یاد خداست. خداوند متعال میفرماید: «بدانید که یاد خدا آرامش بخش دلها است» (رعد / 28) و «یاد خدا برای انسان، که همواره اسیر حوادث است و در جستجوی رکن وثیقی است که سعادت او را ضمانت کند و گاه در امور خود متحیر است، نمیداند به کجا میرود و به کجایش میبرند و برای چه آمده، مایه انبساط و آرامش است» (طباطبایی، همان، ص 392).
5. دعا و درخواست از خدا: انسان با رشد و تسلط بیشتر بر حوادث طبیعی و با وجود برخورداری از امکانات مادی در وجود خویش احساس ضعف میکند و نیاز دارد در سختی و مشکلات زندگی به قدرتی ماورای طبیعت پناه ببرد. این ضعف باعث احساس محرومیت میشود که بهداشت روانی میتواند فرد را تحت تأثیر قرار دهد. «اگر شخص احساس بیچارگی و تنهایی کرد یا به دیگران اتکا نمود، یا خود را بدون پشتوانه قدرتمند دید، در این حالت زمینه بروز اضطراب در فرد ایجاد میشود». ادیان الهی بویژه اسلام به این نیاز بشر پاسخ گفته و راه حل مناسبی را پیشنهاد کرده و انسان را به دعا و انس با خدا تشویق نموده است.خداوند متعال انسان را دعوت میکند که به سراغش برود. هنگامی که بندگان من از تو درباره من میپرسند، بگو من نزدیکم! دعای دعا کننده را هنگامی که مرا میخواند پاسخ میگویم. پس باید دعای مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند و به مقصد برسند» وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِيْ وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ(بقره / 186). در این هنگام احساس تنهایی فرد را آزار نمیدهد و میداند که تکیه گاه محکمی دارد که به او کمک میکند... «نیایش در عین حال که آرامش را پدید آورده است، در فعالیتهای مغزی انسان یک نوع شکفتگی و انبساط باطنی و گاهی روح قهرمانی و دلاوری را تحریک میکند، نیایش استعدادهای فرد را شکوفا میکند» (الکسیس کارل، نیایش، ص 62).
6. اعتقاد به قضا و قدر الهی: توجه به اراده خداوند و این واقعیت که برنامههای انسان صد درصد پیاده نخواهد شد، فرد را در صورت رویارو شدن با شکست از حالت اضطراب و افسردگی شدید و پرخاشگری و خودکشی تا حدی باز خواهد داشت، در صورتی که فرد به این واقعیت توجه نکند، دچار واکنشهای مرضی خواهد شد و میتوان از طریق آگاهی دادن او به این اصل، مانع ادامه واکنشهای افراطیاش گردید (حسینی، اصول بهداشت روانی، ص89).
۷. نبوت پیامبر الهی: یکی دیگر از نتایج ایمان به خداوند اعتقاد به نبوت پیامبران و الگو قرار دادن آنها در زندگی است؛ الگوهایی که هر یک در شرایط خاصی قرار داشتند و مشکلات و سختیهای فراوانی را متحمل شدند که هرکدام از آن مشکلات میتوانست شخص را بیمار کند، ولی در سایه برخورد صحیح با مشکلات و استفاده از راهکارهای شناختی و رفتاری صحیح، با کمال آرامش، با مشکلات برخورد کردند؛ بدون اینکه گرفتار هیچ نوع ناهنجاری رفتاری یا اختلال روانی گردند. مانند حضرت ایوب که خداوند در قرآن سفارش میکند «بیاد بیاور بنده ما ایوب را هنگامی که پروردگارش را خواند، که شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است» وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ(ص / 41). همین مطلب را در داستان حضرت یوسف7 نیز میبینیم.
8. اعتقاد به معاد: انسان غرایز و خواستههایی دارد که رسیدن به همه آنها در دنیا مقدور نیست، مثلاً به دنبال آسایش مطلق، امنیت مطلق، آرامش مطلق است که دستیابی کامل به اینها در دنیا امکان ندارد. همین باعث محرومیت در انسان میگردد «هم چنین مواجهه با فقدان عزیزان مانند پدر، مادر، فرزند و دیگرانی که به نوعی با شخص ارتباط دارند، میتواند بهداشت روانی افراد را به خطر بیاندازد، همین طور یادآوری مرگ و ترس از مرگ نیز خود عاملی برای تنیدگی و فشار میباشد» (پارکس 1970، وایس 1983، رافائل1983). اگر انسان برای مشکلات فوق راه حل مناسب نداشته باشد دچار سرخوردگی و ناکامی در زندگی میشود و احساس درماندگی میکند که این حالت گاه به خودکشی میانجامد، به همین جهت یکی از مشکلات کاهش معنویت آمار بالای خودکشی و بیماریهای روانی است.
یکی از اعتقاداتی که میتواند این مشکلات را حل کند اعتقاد به معاد است. شخص معتقد به معاد، عقیده دارد که زندگی به جهان ماده خلاصه نمیگردد، بلکه انسان پس از مرگ زندگی دیگری دارد که در آنجا به بسیاری از خواستهها و آرزوهای مناسب خود میرسد. قرآن میفرماید: «زندگانی جاوید و سعادت ابدی در آخرت است» وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (عنکبوت / 64). در آنجا آسایش، آرامش و امنیت مطلق وجود دارد و افراد احساس کمبود و محرومیت نمیکنند. خداوند میفرماید: در آن بهشت آنچه دلها میخواهد و چشمها از آن لذت میبرد موجود است وَتَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَأَنتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (زخرف/ 71). بنابراین فرد مؤمن میداند که بعد از این زندگی دنیا زندگی بهتری برای او و عزیزانش که از دست داده است فراهم است و لذا دچار اختلالات روانی نمیگردد.